پسرم بزرگ شده
عزیز زیبایم سلام
هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووورا ...
می دونی کی یه مادرا ینجوری ذوق زده میشه وقتی چشمهاشو باز میکنه و می بینه عزیز جونش تو یه شب کلی بزرگ شده آقا شده عزیز شده پاره جون شده
ازیازده ماهگیت به طور شفاف کلمه ها رو ادا می کردی و هر ماه کلی لغت به دیکشنری تلفظاتت افزوده می شدخیلی شیرین حرف می زنی همه کلمه هاتو نوشتم قول می دم سر فرصت برات بنویسم
وقتی پسرک کوچولوی من ١٨ ماهگیش رو پشت سر گذاشت به تمام معنی آقا شد
جمله های کوتاه و واضح می گه
خودش شلوارشو پاش می کنه و در میاره
خودش جوراباشو می پوشه
کفشهاشو می پوشه اما گاهی لنگه به لنگه
قوای قلب مامانشه وقتی گربه می بینه میگه مامانی من گوه مورام سن گورهوسان گوهما !(مامانی تو از گربه می ترسی،نترس من نمی ترسم )
الان چند ماهیه وقتی ازت می پرسم عزیز جونم کیه ؟دو دستی می زنی رو سینت و میگی من من
می پرسم عشق و نفس مامان لیلا کیه بازم اون شکلی میگی من من بعد از ته دل می خندی و با این خندت قند تو دل لیلا آب میشه میگم خدا جونم شکرت که اینچنین پسر باهوشی به من دادی
عاشق حمومی و وقتی مامانی و بابایی می خوان برن حموم سریع شروع می کنی به درآوردن لباسات و هی تکرار می کنی :چیح لن میشم ددیرم دوش توتام(کثیف شدم میرم دوش بگیرم )
دیگه کامل حرف می زنی هر چند بعضی کلمه ها رو با تلفظ کودکانه ادا می کنی و همین طرز حرف زدنت دنیا رو به من میده وقتی بهت زنگ می زنم از پشت گوشی می گی الوووووووو مامان سن سن ؟(مامان تویی؟) میگم آره عزیز جونم میگی قاپوزووی یی ییپ سن ؟(هندونتو خوردی ؟)عزیز جونم فکر می کنی من تو اداره همش هندونه می خورم ای که من فدای اون طرز تفکرت عسلم
دیگه لیست اسباب بازیهای دلخواهت مشخصه عاشق لوگوهاتی اینم چند تا عکس به افتخار آروینم که آقاست


اینم اتمام کار با تلاش فراوان پسرم



پسرم بزرگ شده
